چرا حسین(علیه السلام) فراموش نمى شود؟
اهمّیّت تاریخ زندگى امام حسین(علیه السلام) که به صورت یکى از شورانگیزترین حماسه هاى تاریخ بشریّت درآمده، نه تنها از این نظر است که همه ساله نیرومندترین امواج احساسات میلیون ها انسان را در اطراف خود بر مى انگیزد و مراسمى پرشورتر از هر مراسم دیگر به وجود مى آورد، بلکه اهمّیّت آن بیشتر از این جهت است که : هیچ گونه «محرّکى» جز عواطف پاک دینى و انسانى و مردمى ندارد و این تظاهرات پر شکوه که به خاطر بزرگداشت این حادثه تاریخى انجام مى گیرد، نیازمند هیچ مقدّمه چینى و فعّالیّت هاى تبلیغاتى نیست و از این جهت در نوع خود بى نظیر است.
اغلب ما این حقیقت را مى دانیم، ولى نکته اى که براى بسیارى (به خصوص متفکّران غیر اسلامى) هنوز به درستى روشن نشده و همچنان به صورت معمّایى در نظر آنها باقى مانده این است که:
چرا این قدر به این حادثه تاریخى که از نظر «کمّیّت و کیفیّت» مشابه فراوان دارد، اهمّیّت داده مى شود؟ چرا مراسم بزرگداشت این خاطره هر سال پرشکوه تر و پرهیجان تر از سال پیش، برگزار مى گردد؟
چرا امروز که از «حزب اموى» و دار و دسته آنها اثرى نیست و قهرمانان این حادثه مى بایست فراموش شده باشند، حادثه کربلا رنگ ابدیّت به خود گرفته است؟!
پاسخ این سؤال را باید در لابه لاى انگیزه هاى اصلى این انقلاب جستجو کرد، ما تصوّر مى کنیم تجزیه و تحلیل این مسأله براى کسانى که از تاریخ اسلام آگاهى دارند چندان پیچیده و مشکل نیست.
به عبارت روشن تر حادثه خونین کربلا نمودارى از جنگ دو رقیب سیاسى بر سر بدست آوردن کرسى زمامدارى یا املاک و سرزمین ها صورت نگرفته.
همچنین این حادثه از انفجار کینه هاى دو طایفه متخاصم که بر سر امتیازات قبیله اى در مى گیرد، سرچشمه نگرفته است.
این حادثه در واقع صحنه روشنى از مبارزه دو مکتب فردى و عقیده اى است که آتش فروزان آن، در طول تاریخ پر ماجراى بشریّت، از دورترین زمانها تا امروز، هرگز خاموش نشده است، این مبارزه ادامه مبارزه تمام پیامبران و مردان اصلاح طلب جهان، و به تعبیر دیگر ادامه جنگ هاى «بدر و احزاب» بود.
همه مى دانیم هنگامى که پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)به عنوان رهبر یک انقلاب فکرى و اجتماعى، براى نجات بشریّت از انواع بت پرستى و خرافات، و آزادى انسان ها از چنگال جهل و بیدادگرى قیام کرد و قشرهاى ستمدیده و حق طلبى را که مهمترین عناصر تحوّل بودند، به گرد خود جمع نمود، در این موقع مخالفان این نهضت اصلاحى که در رأس آنها ثروتمندان بت پرست و رباخوار مکّه بودند، صفوف خود را فشرده ساخته، براى خاموش کردن این ندا، تمام نیروهاى خود را به کار گرفتند، و ابتکار این تلاش هاى ضدّ اسلامى در دست «حزب اموى» و سرپرست آنها ابوسفیان بود.
ولى در پایان کار، در برابر عظمت و نفوذ خیره کننده اسلام به زانو درآمده، سازمانشان به کلّى از هم پاشید.
بدیهى است این از هم پاشیدن به معناى ریشه کن شدن و نابودى آنها نبود، بلکه نقطه عطفى در زندگى آنها محسوب مى شد، یعنى فعّالیّت هاى ضدّ اسلامى صریح و آشکار خود را به فعّالیّت هاى پشت پرده و تدریجى ـ که برنامه هر دشمن لجوج، ضعیف و شکست خورده اى است ـ تبدیل نموده و در انتظار فرصت بودند.
بنى امیّه پس از رحلت پیامبر(صلى الله علیه وآله) براى ایجاد یک جنبش ارتجاعى و سوق مردم به دوران قبل از اسلام، کوشیدند که در دستگاه رهبرى اسلامى نفوذ پیدا کنند، و هر قدر مسلمانان از زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله)دورتر مى افتادند، زمینه را مساعدتر مى دیدند.
به خصوص پاره اى از «سنّت هاى جاهلیّت» که به دست غیر بنى امیّه بر اثر علل گوناگونى احیا گردید، زمینه را براى یک «قیام جاهلى» آماده ساخت.
از جمله این که:
1ـ مسأله نژاد پرستى که اسلام خطّ قرمز روى آن کشیده بود دوباره به دست بعضى از خلفا زنده شد و نژاد «عرب» برترى خاصّى بر «موالى» (غیر عرب) یافتند.
2ـ تبعیض هاى گوناگون که با روح اسلام به هیچ وجه سازگار نبود، آشکار گشت و «بیت المال» که در زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله)به طور مساوى در میان مسلمانان تقسیم مى شد، به صورت دیگرى در آمد و امتیازات بى موردى به عدّه اى داده شد و امتیازات طبقاتى بار دیگر احیا گردید.
3ـ پست ها و مقامات که در زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله)بر اساس لیاقت و ارزش علمى، اخلاقى و معنوى به افراد داده مى شد، به صورت قوم و خویش بازى درآمد، و در میان اقوام و بستگان بعضى از خلفا تقسیم شد.
مقارن همین اوضاع و احوال، فرزند ابوسفیان، «معاویه» به دستگاه حکومت اسلامى راه یافت و به زمامدارى یکى از حسّاس ترین مناطق اسلام (شام) رسید و از این جا با دستیارى باقیمانده احزاب جاهلیّت، زمینه را براى قبضه کردن حکومت اسلام و احیاى همه سنّت هاى جاهلیّت هموار ساخت.
این موج به قدرى شدید بود که پاک مردى مانند على(علیه السلام)را در تمام دوران خلافت نیز به خود مشغول ساخت.
* * *
قیافه این جنبش ضدّ اسلامى به قدرى آشکار بود که رهبرى کنندگان آن نیز نمى توانستند آن را مکتوم دارند.
اگر ابوسفیان در آن جمله عجیب تاریخى خود هنگام انتقال خلافت به بنى امیّه و بنى مروان با وقاحت تمام مى گوید:
« هان اى بنى امیّه! بکوشید و گوى زمامدارى را از میدان بربایید (و به یکدیگر پاس دهید); سوگند به آنچه من به آن سوگند یاد مى کنم بهشت و دوزخى در کار نیست! (و قیام محمّد یک جنبش سیاسى بوده است)».
و یا اگر «معاویه» هنگام تسلّط بر عراق در خطبه خود در کوفه مى گوید:
« من براى این نیامده ام که شما نماز بخوانید و روزه بگیرید، من آمده ام بر شما حکومت کنم; هر کس با من مخالفت ورزد او را نابود خواهم کرد!».
و اگر یزید هنگام مشاهده سرهاى آزاد مردانى که در کربلا شربت شهادت نوشیدند، مى گوید:
« اى کاش نیاکان من که در میدان بدر کشته شدند، در این جا بودند و منظره انتقام گرفتن مرا از بنى هاشم مشاهده مى کردند...!».
همه اینها شواهد گویایى بر ماهیّت این جنبش «ارتجاعى و ضدّ اسلامى» بود و هر قدر پیش تر مى رفت، بى پرده تر و حادتر مى شد.
* * *
آیا امام حسین(علیه السلام) در برابر این خطر بزرگ که اسلام عزیز را تهدید مى کرد و در زمان «یزید» به اوج خود رسیده بود، مى توانست سکوت کند و خاموش بنشیند؟ آیا خدا و پیامبر و دامن هاى پاکى که او را پرورش داده بودند، مى پسندیدند؟
آیا او نباید با یک فداکارى فوق العاده و از خودگذشتگى مطلق، سکوت مرگبارى را که بر جامعه اسلامى سایه افکنده بود، درهم شکسته و قیافه شوم این نهضت جاهلى را از پشت پرده هاى تبلیغاتى «بنى امیّه» آشکار ساخته و با خون پاک خود، سطور درخشانى بر پیشانى تاریخ اسلام بنویسد که براى آینده، حماسه اى جاوید و پرشور باشد؟
آرى حسین(علیه السلام) این کار را کرد و رسالت بزرگ و تاریخى خود را در برابر اسلام انجام داد، و مسیر تاریخ اسلام را عوض نمود. او توطئه هاى ضدّ اسلامى حزب اموى را در هم کوبید و آخرین تلاش هاى ظالمانه آنها را خنثى کرد.
این است چهره حقیقى قیام حسین(علیه السلام) و از این جا روشن مى شود که چرا نام و تاریخ امام حسین(علیه السلام)هرگز فراموش نمى شود. او متعلّق به یک عصر و یک قرن و یک زمان نبوده، بلکه او و هدفش جاودانى است.
او در راه حقّ و عدالت و آزادگى، در راه خدا و اسلام، در راه نجات انسان ها و احیاى ارزش هاى مردمى، شربت شهادت نوشید; آیا این مفاهیم هیچ گاه کهنه و فراموش مى گردد؟ نه... هرگز...!
راستى چه کسى پیروز شد؟
آیا در این مبارزه عظیم پیروزى با بنى امیّه و سربازان خونخوار و دنیاپرستشان بود؟ یا از آنِ امام حسین(علیه السلام)و یاران جانباز او که در راه عشق به حقّ و فضیلت و براى خدا همه چیز خود را فدا کردند؟!
توجّه به مفهوم واقعى «پیروزى» و «شکست» به این سؤال پاسخ مى گوید: پیروزى آن نیست که انسان، از میدان نبرد سالم به در آید، یا دشمن خود را به خاک هلاکت افکند، بلکه پیروزى آن است که انسان «هدف» خود را پیش ببرد، و دشمن را از رسیدن به مقصود خود باز دارد.
با توجّه به این معنا، نتیجه نهایى این نبرد خونین به طور کامل روشن مى شود. درست است که حسین(علیه السلام)و یاران وفادارش پس از یک نبرد قهرمانانه، شربت شهادت نوشیدند، امّا آنها هدف مقدّس خود را، به تمام معنا، از آن شهادت افتخارآمیز گرفتند.
هدف این بود که ماهیّت نهضت ارتجاعى و ضدّ اسلامى «اموى» آشکار گردیده و افکار عمومى مسلمانان بیدار شود تا از توطئه هاى این بازماندگان دوران جاهلیّت و رسوبات دوران کفر و بت پرستى آگاه گردند که این هدف به خوبى انجام شد.
آنها سرانجام ریشه هاى درخت ظلم و بیدادگرى «بنى امیّه» را قطع کردند و با فراهم ساختن مقدّمات انقراض آن حکومت غاصب که افتخارش زنده کردن رسوم جاهلى و فساد و تبعیض و ستمگرى بود، سایه شوم و ننگین آن را از سر مسلمانان کوتاه ساختند.
حکومت «یزید» با کشتن مردان با فضیلت خاندان پیامبر(صلى الله علیه وآله)به خصوص امام حسین(علیه السلام)پیشواى بزرگ اسلام و جگرگوشه پیامبر(صلى الله علیه وآله)، قیافه واقعى خود را به همه نشان داد، و کوس رسوایى این مدّعیان جانشینى پیامبر(صلى الله علیه وآله) را در همه جا زدند.
و عجیب نیست که در تمام انقلاب ها و تحوّل هایى که بعد از حادثه کربلا روى داد، شعار «خونخواهى این شهیدان» و یا «الرضا لآل محمّد» را مى بینیم که تا زمان بنى عبّاس که خود با بهره بردارى از این مسأله به حکومت رسیدند و سپس راه ستمگرى را پیش گرفتند، ادامه یافت.
چه پیروزى از این بالاتر که آنها نه فقط به هدف مقدّس خود نائل گشتند، بلکه سرمشقى براى همه مردم آزاده جهان گردیدند.
چراسوگوارى مى کنیم؟!
مى گویند اگر امام حسین(علیه السلام) پیروز شد، پس چرا جشن نمى گیریم؟ چرا گریه مى کنیم؟
آیا این همه گریه در برابر آن پیروزى بزرگ شایسته است؟
آنها که این ایراد را مطرح مى کنند، «فلسفه عزادارى» را نمى دانند و آن را با گریه هاى ذلیلانه اشتباه مى کنند.
« گریه» و جریان قطره هاى اشک از «چشم» که دریچه قلب آدمى است، چهارگونه است:
1ـ گریه هاى شوق
گریه مادرى که از دیدن فرزند دلبند گمشده خویش، پس از چندین سال، سر داده مى شود، و یا گریه شادى آفرین و رضایت بار عاشق پاکبازى که پس از یک عمر محرومیّت معشوق خود را مى یابد گریه شوق است.
قسمت زیادى از حماسه هاى کربلا شوق آفرین و شورانگیز است و به دنبال آن سیلاب اشک شوق به خاطر آن همه رشادت ها، فداکارى ها، شجاعت ها، آزادمردى ها، و سخنرانى هاى آتشین مردان و زنان به ظاهر اسیر، از دیدگان شنونده سرازیر مى گردد; آیا این گریه دلیل بر شکست است؟
2ـ گریه هاى عاطفى
آنچه در درون سینه انسان جاى دارد «قلب» است نه «سنگ»! و این قلب که ترسیم کننده امواج عواطف انسانى است، به هنگام مشاهده منظره کودک یتیمى که در آغوش مادر در یک شب سرد زمستانى، از فراق پدر، جان مى دهد به لرزه در مى آید و با سرازیر کردن سیلاب اشک، خطوط این امواج را در صفحه صورت ترسیم کرده و نشان مى دهد که قلبى زنده و سرشار از عواطف مردمى است.
آیا اگر با شنیدن حادثه جان سپردن یک طفل شیرخوار در آغوش پدر، و دست و پا زدن در میان سیلاب خون، در حادثه کربلا، قلبى بطپد، و شراره هاى آتشین خود را به صورت قطره هاى اشک به خارج پرتاب کند، نشانه ضعف و ناتوانى است یا دلیل بر بیدارى آن قلب پر احساس؟!
3ـ گریه پیوند هدف
گاهى قطره هاى اشک پیام آور هدفهاست; آنها که مى خواهند بگویند با مرام امام حسین(علیه السلام)همراه و با هدف او هماهنگ و پیرو مکتب او هستند; ممکن است این کار را با دادن شعارهاى آتشین و یا با سرودن اشعار و حماسه ها ابراز دارند; امّا گاهى ممکن است آنها ساختگى باشد; ولى کسى که با شنیدن این حادثه جانسوز قطره اشکى از درون دل، بیرون مى فرستد، صادقانه تر این حقیقت را بیان مى کند. این قطره اشک، اعلان وفادارى به اهداف مقدّس یاران امام حسین(علیه السلام) و پیوند دل و جان با آنها و اعلان جنگ با بت پرستى، ظلم و ستم و اعلان بیزارى از آلودگیهاست. آیا این نوع گریه ـ بدون آشنایى به اهداف پاک او ـ ممکن است؟
4ـ گریه ذلّت و شکست
گریه افراد ضعیف و ناتوانى است که از رسیدن به اهداف خود وامانده اند و روح و شهامتى براى پیشرفت در خود نمى بینند; مى نشینند و عاجزانه گریه سر مى دهند.
هرگز براى امام حسین(علیه السلام)چنین گریه اى مکن که او از این گریه بیزار و متنفّر است; اگر گریه مى کنى، گریه شوق، عاطفه، و پیوند هدف باشد.
ولى مهم تر از سوگوارى، آشنایى به مکتب امام حسین(علیه السلام)و یاران او، و پیوستگى عملى به اهداف آن بزرگوار و پاک بودن و پاک زیستن و درست اندیشیدن و عمل کردن است.
نظر
![]() |
خبرگزاری فارس : روزنامه وال استریت ژورنال آمریکا در گزارشی از ادامه همکاری شرکتهای اروپایی با ایران، سیاستهای تحریمی غرب علیه ایران را "توخالی " خواند.
به گزارش خبرگزاری فارس، در شرایطی که تغییر حزب حاکم و دولت در آمریکا باعث ایجاد وقفه ای در شعارها و حملات غرب علیه ایران بر سر برنامه هسته ای این کشور شده روزنامه وال استریت ژورنال در گزارشی ، فهرستی از شرکت های اروپایی مرتبط با ایران را منتشر کرده است.
بنجامین وینتهال، نویسنده این گزارش در ابتدا از شرکت نفتی اتریشی OMV نام برده و نوشته این شرکت مترصد فراهم شدن شرایط مناسب است تا اجرای قرارداد 22 میلیارد یورویی خود برای تولید گاز مایع طبیعی (LNG) از میدان گاز پارس جنوبی را آغاز کند.
سپس وال استریت ژورنال با یادآوری گزارش دیگری از این نشریه که یک سال پیش منتشر شده بود از بانک رایفایزن (Raiffeisen Zentralbank) به عنوان "سومین بانک بزرگ اتریش " نام برده و نوشته وقتی بانکهای اصلی اروپایی در اثر اعمال تحریم فعالیت های خود در ایران را متوقف کردند، این بانک همه معاملات را جذب کرد.
این روزنامه همچنین از زبان پائولو اسکارونی مدیرعامل شرکت ایتالیایی انی اسپا (Eni Spa) که در زمینه انرژی فعالیت می کند، افزود ، این شرکت به اجرای تعهدات خود بر اساس قراردادها با ایران ادامه خواهد داد و فشاری برای قطع روابط خود با بخش انرژی ایران احساس نمی کند.
با این حال وال استریت ژورنال با استناد به حجم مبادلات تجاری، آلمان و شرکت های آلمانی را در بهترین موقعیت برای "تحت فشار قرار دادن " دولت ایران دانسته است.
این روزنامه آلمان را مهمترین شریک تجاری اروپایی ایران دانسته و حجم روابط تجاری دو کشور در سال 2008 را 4 میلیارد دلار برآورد کرده است؛ وال استریت ژورنال تصریح کرد ، در فاصله ژانویه تا نوامبر 2008 صادرات آلمان به ایران به نسبت دوره مشابه در سال 2007 بیش از 10 درصد افزایش یافت، اما با استناد به اطلاعات کسب شده از دفتر کنترل صادرات آلمان هشدار داده که در این بین 39 قرارداد برای انتقال فن آوری و تجهیزاتی اجرا شده که مصرف دوگانه دارند و می توان از آن برای مقاصد نظامی و غیرنظامی استفاده کرد.
بنجامین وینتهال، شرکت زیمنس را مثالی از سیاست ناکارآمد آلمان در برابر ایران دانسته و خبر داده که مسئولان این شرکت در هفته گذشته در جلسه سهامداران خود اذعان کردند که در سال 2008 ارزش مبادلات تجاری آنها با ایران 438 میلیون دلار بوده و "290 کارمند آنها در ایران در بخش های گاز، نفت، زیرساخت ها و مخابرات فعال هستند. "
وال استریت ژورنال با توصیف کردن زیمنس به عنوان بزرگترین شریک تجاری ایران در آلمان، مرسدس بنز را نیز از جمله دیگر شرکت های آلمانی معرفی می کند که "نسبت به تقاضاهای روز افزون برای منزوی کردن ایران از لحاظ اقتصادی " بی تفاوت هستند.
از سوی دیگر این روزنامه تقاضاهای آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان از صنایع آلمان برای نشان دادن حساسیت در معامله با ایران را "توخالی " خوانده و نوشته "این تقاضاها نتوانست مانع تایید 2800 معاهده تجاری با ایران در سال 2008 توسط دولت او شود " و دفتر فدرال اقتصاد و کنترل صادرات آلمان را متهم کرده که حاضر به نشان دادن شفافیت درمورد معاملات با ایران نیست و ماهیت این معاملات را برملا نمی کند.
وال استریت ژورنال اعلام کرده که شرکت های آلمانی سعی دارند با مخفی نگه داشتن ماهیت معاملات خود از ثبت شدن در فهرست سیاه بازار آمریکا جلوگیری کنند.
این روزنامه همچنین از دولت آلمان بخاطر اعطای تضمین اعتبار (به ارزش 250 میلیون یورو) به سرمایه گذاران در ایران انتقاد کرده و نوشته با وجود قول هایی که برای لغو این تضمین ها داده شد، سخنگوی خانم مرکل دور از تریبون رسانه ها لغو شدن آن را تکذیب کرده است.
وال استریت ژورنال در نهایت با ذکر اینکه علی رغم اظهارات مقام های آلمانی مراودات تجاری این کشور با ایران ادامه دارد، مدعی شده، تنها تصویب و اجرای قوانینی که تجارت با ایران را ممنوع سازد در کنار توقف تضمین اعتبار تاجران آلمان در مراوده با ایران می تواند مانعی جدی در برنامه هسته ای ایران ایجاد کند.
خبرگزاری فارس: سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه از راهاندازی نیروگاه هستهای بوشهر تا پایان سال جاری میلادی خبر داد.
«سید محمودرضا سجادی» سفیر جمهوری اسلامی ایران در مسکو در گفتگو با خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس، درباره راهاندازی نیروگاه اتمی هستهای بوشهر با اشاره به جلسهای که اخیراً با حضور محمد سعیدی معاون بینالملل سازمان انرژی اتمی و «سرگئی کرینکو» رئیس آژانس فدرال انرژی اتمی روسیه (روس اتم) در مسکو برگزار شد، گفت: آقای کرینکو از تنظیم برنامه برای راهاندازی نیروگاه بوشهر تا پایان سال جاری میلادی خبر داد.
وی افزود: آقای کرینکو همچنین گفت که تعدادی از مهندسان و تکنسینهای روس را از پروژه نیروگاه سازی «رستوف» به ایران اعزام کردهاند تا کار نیروگاه بوشهر به پایان برسد و روسیه به تعهدات خود در این زمینه عمل کند.
فرایند راهاندازی رآکتور نیروگاه اتمی بوشهر با سوخت مجازی هفتم اسفندماه 1387 با حضور رضا آقازاده رئیس سازمان انرژی اتمی ایران و کرینکو رئیس روس اتم و جمعی از مقامات روسی و ایرانی در این نیروگاه برگزار شد.
مشروح این گفتگو متعاقباً ارسال میشود.
خبرگزاری فارس: دبیرکل حزب الله لبنان با تاکید بر اینکه رژیم صهیونیستی از جنگی جدید علیه تمام لبنان سخن میگوید، گفت که هدف از این جنگ از بین بردن کامل مقاومت در لبنان و کوچ اجباری تمام فلسطینیان است.
به گزارش فارس،سید "حسن نصرالله " دبیرکل حزبالله لبنان در سخنانی که دیروز به مناسبت چهلمین روز درگذشت "فتحی یکن " از رهبران سنی لبنان ایراد کرد، بر ادامه راه مقاومت تاکید کرد و بر اساس خواسته فتحی یکن خواستار گسترش سطح آن به تمام عرصههای اسلامی شد.
وی مرحله پیش روی لبنان را مرحلهای سخت و پیچیده خواند و تاکید کرد که کسانی وجود دارند که میخواهند اوضاع را به سوی جنگهای فرقهای و مذهبی بکشانند.
نصرالله در این سخنرانی که به صورت مستقیم از شبکه المنار پخش میشد، با اشاره به اینکه رژیم صهیونیستی به دنبال پر کردن نقاط ضعف جنگ خود است،تصریح کرد: آنها از جنگ جدیدی سخن میگویند تا بتوانند در آن مقاومت را در لبنان از بین ببرند.
دبیرکل حزب الله لبنان با اشاره به جایگاه فتحی یکن در جنبش اسلامی به صورت عموم و در لبنان به طور ویژه تاکید کرد، بر کسی پوشیده نیست که نمیتوان از فعالیت اسلامی و مقاومت اسلامی بویژه در لبنان یاد کرد و از یکن به عنوان یکی از موسسان و رهبران این جریان نامی نبرد.
سید حسن نصرالله ضمن تاکید بر این نکته که هدف دشمن از جنگ 33روزه از بین بردن مقاومت بود،گفت: یکن قصد داشت تا جبهه عمل اسلامی را به جزئی از مقاومت اسلامی تبدیل کند و ما نیز گامهایی را در این زمینه برداشته بودیم و با هم در یک مسیر حرکت میکردیم.
وی با پیچیده خواندن زمان کنونی برای لبنان گفت که چنین شرایط پیچیدهای فاکتورهای شجاعت، اخلاص و تعهد مانند آنچه در وجود یکن بود، نیاز دارد.
نصرالله تاکید کرد: مرحله گذشته، مرحله بیشترین توطئه علیه مقاومت و فرهنگ آن بود. این نبرد فقط بر سر سلاح نبود؛ بلکه زیر سوال بردن فرهنگ شهادت، مقاومت و شهدایی که به خاطر مقدسترین آرمان جهان جان خود را از دست دادند، جزو این برنامه بود تا جایی که فرهنگ مقاومت به فرهنگ مرگ و ویرانی متهم شد.
وی در ادامه سخنان خود اظهار داشت: آنها از ترور فرماندهان مقاومت مانند "عماد مغنیه " استفاده میکردند و برخی را نیز ترور شخصیتی میکردند و آنها را به فعالیت در راستای پروژههای خارجی و در جهت عکس منافع ملی متهم میکردند.
نصرالله تاکید کرد: من در اینجا میگویم دشمنان ما هر کاری که میتوانستند علیه مقاومت انجام دادند و در تمام آنها نیز شکست خوردند، چون خداوند حافظ مقاومت بود.
دبیرکل حزبالله ادامه داد: دکتر فتحی یکن در موضعگیریهای خود در قبال فلسطین اشغالی نیز هرگز اجازه نداد تا مورد بازی قرار گرفته و یا ذرهای برای فلسطین کم بگذارد.
نصرالله در موضوع فلسطین نیز تاکید کرد که با وجود تمام اظهاراتی که گفته میشود، حلوفصل با رژیم صهیونیستی بیش از هر زمان دیگری دور از دسترس است.
دبیرکل حزب الله لبنان ادامه داد: روند شهرکسازی با وجود همه فشارهایی که اعمال میشود، هنوز از سوی اسرائیل دنبال میشود. اینگونه نیست که اسرائیل توان مقابله یا مخالفت با آمریکا را داشته باشد، بلکه تنها ابزار دست آمریکا در منطقه است. رابطه اسرائیل با غرب، رابطه یک فرزند نامشروع با خانوادهاش است.
وی افزود: اکنون ما دیگر در برابر یهودیسازی قدس نیستیم بلکه آنها قصد یهودیسازی تمامی سرزمین فلسطین را دارند و برادران فلسطینی ما در سرزمینهای 1948 نیز اکنون در خطر قرار دارند. ما در شرایط کنونی در خطرناکترین مرحله در مسائل مربوط به فلسطین قرار داریم و باید مسئولیتهای خود را بدانیم.
وی در ادامه با انتقاد از بی توجهی کشورهای عربی به موضوع فلسطین گفت:متاسفانه هیچگونه تکیهای به دولتها و سازمانهای عربی و اسلامی نمیتوان داشت، به محض اینکه "هیلاری کلینتون " خواستار گام مثبت کشورهای عربی به سمت اسرائیل شد، برخی از مسئولین عرب را دیدیم که به این دعوت پاسخ مثبت دادند.
نصرالله با اشاره به اینکه جنبشهای مقاومت در سالهای گذشته هدف توطئههای زیادی قرار گرفتند و متاسفانه مجبور شدند از مرحله هجوم به حالت دفاعی منتقل شوند، خواستار تلاش بیشتر برای فعال سازی جنبشهای مقاومت در تمام زمینهها شد.
دبیرکل حزبالله لبنان در ادامه سخنرانی خود در خصوص زمزمههایی درباره جنگ جدید علیه لبنان گفت: هم اکنون سخنانی در مورد جنگ جدیدی علیه لبنان میشنویم. تهدیدات اسرائیل روز به روز افزایش مییابد. اسرائیلیها در جنگ 2006 تجربههای اخذ کرده و از آن زمان تاکنون شب و روز مشغول برطرف کردن نقاط ضعف خود هستند و برنامههای جدیدی را میریزند.
وی ادامه داد: آنها از جنگ جدیدی علیه مقاومت سخن میگویند که در آن تمامی لبنان هدف قرار میگیرد تا بر همه چیز این ملت و خاک آن سیطره یابند، آنها همچنین میخواهند با این جنگ فلسطینیهای باقیمانده در سرزمینهای اشغالی را به مهاجرت اجباری از خاک و سرزمین خود وادارند.
نصرالله با تاکید بر اینکه "در این جنگ هدف تنها یک حزب به نام حزبالله نیست؛ بلکه مقاومت هدف قرار گرفته شده "، تاکید کرد تنها گزینه ملت ما در برابر این توطئههای اسرائیل پایبندی به مقاومت است.
وی با اشاره به اوضاع عراق گفت: باید به همه بخصوص کسانی که گمان کردند عقبنشینی آمریکا از شهرهای عراق، یک عید ملی است، یادآوری کنم که مقاومت عراق و خونی که برای آن ریخته شده باعث شد تا این عقبنشینی رخ داده و در نهایت نیروهای اشغالگر از تمامی خاک عراق عقبنشینی کنند.
سید حسن نصرالله درباره خطرات پیش روی عراق گفت: عراق با دو خطر بزرگ مواجه است که یکی مبارزه با مقاومت و تلاش برای از بین بردن آن است و دیگری فتنههایی است که آمریکاییها در عراق ایجاد میکنند. "جرج بایدن " معاون رئیسجمهور آمریکا در سخنانی خطرناک گفت که اگر خشونت به عراق بازگردد، نیروهای آمریکایی باز خواهند گشت و این نشان میدهد که خشونت بار دیگر باز میگردد.
وی با اشاره به اینکه افرادی که به دنبال مذهبی نشان دادن درگیریهای گذشته در لبنان بودند، هنوز فعال هستند، تاکید کرد: من به همه شما میگویم که این عده خاص در لبنان هنوز فعال بوده و امید و آرزوهایی مانند قبل دارند. آنها امیدوارند تا بار دیگر لبنان شاهد فتنه مذهبی و طائفهای باشد.
حکم اعدام اعضای گروهک تروریستی مالک ریگی در زاهدان اجرا میشود
خبرگزاری فارس: فردا صبح ساعت 30/6 دقیقه، حکم اعدام اعضای گروهک تروریستی مالک ریگی در ملأعام در پارک لاله زاهدان اجرا میشود.
به گزارش خبرگزاری فارس از زاهدان، روابط عمومی دادگستری استان سیستان و بلوچستان طی اطلاعیهای اعلام کرد: حکم عبدالحمید ریگی برادر سرکرده گروهک تروریستی عبدالمالک و 13 تن از عوامل اصلی این گروهک که به اتهام محاربه و افساد فیالارض و کشتار مردم بیگناه در حادثه ترویستی تاسوکی و دارزین بم و گروگانگیری مسلحانه به اعدام محکوم شدهاند، رأس ساعت 30/6 دقیقه بامداد فردا 23 تیر ماه در پارک لاله زاهدان و در ملأ عام به اجرا گذاشته خواهد شد.
در این اطلاعیه از همه مردم شهیدپرور به ویژه خانوادههای معظم شهدایی که عزیزانشان به دست این عوامل استکبار جهانی به شهادت رسیدهاند، دعوت شده تا در این مراسم حضور داشته باشند.