احادیثی در رابطه با سلامتی
فی قَولِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ «وَ لاَ تَنسَ نَصیبَکَ مِنَ الدُّنیا» : لا تَنسَ صِحَّتَکَ وَ قُوَّتَکَ وَ فَراغَکَ وَ شَبابَکَ وَ نَشاطَکَ اَن تَطلُبَ بِهَا الخِرَةَ ؛
درباره آیه سهم خود را از دنیا فراموش مکن : [یعنى] سلامتى ، توانایى ، فرصت ، جوانى و شادابىات را فراموش مکن ، تا با آنها ، آخرت را به دست آورى.
امالى صدوق، ص 299، ح 336
یا عَلىُّ بادِر بِاَربَعٍ قَبلَ اَربَعٍ : شَبابِکَ قَبلَ هَرَمِکَ وَ صِحَّتِکَ قَبلَ سُقمِکَ وَ غِناکَ قَبلَ فَقرِکَ ، وَ حَیاتِکَ قَبلَ مَوتِکَ ؛
اى على! چهار چیز را پیش از چهار چیز دریاب : جوانىات را پیش از پیرى؛ و سلامتىات را پیش از بیمارى؛ و ثروتت را پیش از فقر و زندگىات را پیش از مرگ.
من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 357، ح 5762
اَربَعَةُ اَشیاءَ لا یَعرِفُ قَدرَها اِلاّ اَربَعَةٌ : اَلشَّبابُ لا یَعرِفُ قَدرَهُ اِلاَّ الشُّیوخُ وَالعافیَةُ لا یَعرِفُ قَدرَها اِلاّ اَهلُ البَلاءِ وَ الصِّحَةُ لا یَعرِفُ قَدرَها اِلاَّ المَرضى وَ الحَیاةُ لا یَعرِفُ قَدرَها اِلاَّ المَوتى؛
ارزش چهار چیز را جز چهار گروه نمىشناسند : جوانى را جز پیران، آسایش را جز گرفتاران، سلامتى را جز بیماران و زندگى را جز مردگان .
مواعظ العددیّه، ص 275
اَلصِّحَّةُ اَفضَلُ النِّعَمِ؛
سلامتى بهترین نعمت است.
غررالحکم، ح 1050
اَحِبُّوا المَعروفَ وَ اَهلَهُ فَوَالَّذى نَفسى بِیَدِهِ اِنَّ البَرَکَةَ وَ العافیَةَ مَعَهُما؛
نیکى و نیکوکاران را دوست بدارید. سوگند به آن که جانم به دست اوست، برکت و تندرستى، با نیکى و نیکوکاران است.
کنز العمّال، ح 15974
اَلرّوحُ وَ الرّاحَةُ وَ الفَلَجُ وَ الفَلاحُ وَ النَّجاحُ وَ البَرَکَةُ وَ العَفوُ وَ العافیَةُ وَ المُعافاةُ وَ البُشرى وَ النَّصرَةُ وَ الرِّضا وَ القُربُ وَ القَرابَةُ وَ النَّصر وَ الظَّـفَرُ وَ التَّمکینُ وَ السُّروُر وَ المَحَبَّةُ مِنَ اللّهِ تَبارَکَ وَ تَعالى عَلى مَن اَحَبَّ عَلىَّ بنَ اَبى طالِبٍ علیهالسلام وَ والاهُ وَ ائتَمَّ بِهِ وَ اَقَرَّ بِفَضلِهِ وَ تَوَلَّى الأَوصیاءَ مِن بَعدِهِ وَ حَقٌ عَلَىَّ اَن اُدخِلَهُم فى شَفاعَتى وَ حَقٌ عَلى رَبّى اَن یَستَجیبَ لى فیهِم وَ هُم اَتباعى وَ مَن تَبِعَنى فَاِنَّهُ مِنّى؛
آسایش و راحتى، کامیابى و رستگارى و پیروزى، برکت و گذشت و تندرستى و عافیت، بشارت و خرّمى و رضایتمندى، قرب و خویشاوندى، یارى و پیروزى و توانمندى، شادى و محبّت، از سوى خداى متعال، بر کسى باد که على بن ابى طالب را دوست بدارد، ولایت او را بپذیرد، به او اقتدا کند، به برترى او اقرار نماید، و امامانِ پس از او را به ولایت بپذیرد. بر من است که آنان را در شفاعتم وارد کنم. بر پروردگار من است که خواسته مرا درباره آنان اجابت کند. آنان پیروان من هستند و هر که از من پیروى کند، از من است.
بحارالأنوار، ج 27، ص 92
صَلاةُ اللّیلِ مَرضاةٌ لِلرَّبِّ وَ حُبُّ المَلائِکَةِ وَ سُنَّةُ النبیاءِ وَ نورُ المَعرفَةِ وَ اَصلُ الیمانِ وَ راحَةُ البدانِ وَ کَراهیَةٌ لِلشَّیطانِ وَ سِلاحٌ عَلَى العداءِ وَ اِجابَةٌ لِلدُّعاءِ وَ قَبولُ العمالِ وَ بَرَکَةٌ فِى الرِّزقِ؛
نماز شب، موجب رضایت پروردگار، دوستى فرشتگان، سنت پیامبران، نور معرفت، ریشه ایمان، آسایش بدنها، مایه ناراحتى شیطان، سلاحى بر ضدّ دشمنان، مایه اجابت دعا، قبولى اعمال و برکت در روزى است.
ارشاد القلوب، ج 1، ص 191
تَخَلَّلوا، فَاِنَّهُ یُنَقِّى الفَمَ وَ مَصلَحَةٌ لِلِّثَةِ؛
خلال کنید، چرا که دهان را تمیز مىکند و مایه سلامت لثه است.
کافى، ج 6، ص 376، ح 5
اَلوُضوءُ قَبلَ الطَّعامِ یَنفِى الفَقرَ، وَ بَعدَهُ یَنفِى الهَمَّ وَ یُصَحِّحُ البَصَرَ؛
شستن دست قبل از غذا، فقر را و پس از غذا، غم و اندوه را برطرف مىکند و به چشم سلامتىمىبخشد.
مکارم الاخلاق، ص 139
صیانَةُ المَراَةِ اَنعَمُ لِحالِها وَ اَدوَمُ لِجَمالِها؛ محفوظ بودن زن، براى سلامتىاش مفیدتر است و زیبایى او را با دوامتر مىکند. غررالحکم، ح 5820
اَلحَسَدُ یُضنِى الجَسَدَ ؛
حسد، بدن را فرسوده و علیل مىکند.
غررالحکم، ح 943
صوموا تَصِحّوا؛
روزه بگیرید تا تندرست باشید.
نهج الفصاحه، ح 1854
ثمَرَهُ التَّفِریطِ النَّدامَهُ، وَ ثَمَرَهُ الحَزمِ السَّلامَهُ؛
ثمره تفریط و کوتاهی پشیمانی است و ثمره دور اندیشی سلامت.
محاظرات، ج2، ص 313
خَمْسُ خِصالٍ مَنْ فَـقَـدَ واحِدَةً مِنْهُنَّ لَمْ یَزَلْ ناقِصَ العَیْشِ زائِلَ الْعَقْلِ مَشْغولَ الْقَلْبِ، فَاَوَّلُّها: صِحَّةُ البَدَنِ وَ الثّانیَةُ: اَلاَْمْنُ وَ الثّالِثَةُ: اَلسَّعَةُ فِى الرِّزْقِ، وَ الرّابِعَةُ: اَلاَْنیسُ الْمُوافِقُ (قال الراوى:) قُلْتُ: و مَا الاَْنیسُ الْمُوافِقُ؟ قال: اَلزَّوجَةُ الصّالِحَةُ، وَ الوَلَدُ الصّالِحُ، وَ الْخَلیطُ الصّالِحُ وَ الخامِسَةُ: وَ هِىَ تَجْمَعُ هذِه الْخِصالَ: الدَّعَةُ؛
پنج چیز است که هر کس یکى از آنها را نداشته باشد، همواره در زندگىاش کمبود دارد و کم خرد و دل نگران است: اول، تندرستى، دوم امنیت، سوم روزى فراوان، چهارم همراهِ همرأى. راوى پرسید: همراهِ همرأى کیست؟ امام فرمودند: همسر و فرزند و همنشین خوب و پنجم که در برگیرنده همه اینهاست، رفاه و آسایش است.
خصال، ص 284
ما خَیْرٌ بِخَیْرٍ بَعْدَهُ النّارُ و ما شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الجَنَّةُ وَ کُلُّ نَعیمٍ دونَ الْجَنَّةِ فَهُوَ مَحْقورٌ وَ کُلُّ بَلا ءٍ دونَ النّارِ عافیَةٌ؛
خیرى که به دنبال آن آتش باشد، خیر نیست و شرى که به دنبال آن بهشت باشد، شر نیست. هر نعمتى جز بهشت ناچیز است و هر بلایى جز آتش، سلامتى.
نهج البلاغه، حکمت 387
شیئانِ لایَعرِفُ فَضلَهُما اِلّا مَن فَقَدَهُما : الشَباب وَ العافِیَه؛
دو نعمت است که ارزش آنها را نمی دانند مگر کسی که آنها را از دست داده باشد : جوانی و تندرستی.
غررالحکم،حدیث 5764
نظر
![]() |